![]() |
![]() |
|
| ادبیات |
|
باد خزان که می وزد برگ برگ نگاهت میریزد بر زمین دلتنگی هایم بهار اما هنگامی که غنچه ی لب هایت شکوفه می کند نقش می بندد بر خنده های کودکیم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 17:57 توسط صابرنباتی |
|
|
مثل همیشه می گذرم از کنار پنجره ات عشوه می کنی و بی شتاب چهره می دزدی بوسه روی انگشت های بسته ی من غنچه می شود و نسیم عطرش را به تو تقدیم می کند گشاده رو بخند قلب من ، آشفته می شود
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 0:20 توسط صابرنباتی |
|
|
خاطر بی آرزو از رنج یار آسوده است
"رهی معیری " |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 23:11 توسط صابرنباتی |
|
|
روزی به جای لعل و گوهر سنگریزه ای و آن مه نهاد بر کف من پای نرم خویش
"رهی معیری" |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم آذر 1387ساعت 22:16 توسط صابرنباتی |
|
|
شب آخر دوان دوان رفتم تا ببینم به آخرین بارش نرم نرمک زدم به در انگشت کردم از خواب ناز بیدارش شب مهتابی غم انگیزی ماه آهسته در چمیدن بود اندکی سرد و اندکی دلکش باد پاییز در وزیدن بود آمد آسیمه سر برون ز اتاق لرز لرزان و مست و برهنه پای گفت با ناله وار آوایی راستی رای رفتن است تو را ؟ مانده عریان برون ز جامه ی خواب آن بر و بازوان و دوش سپید و اندر آغوش ماهتاب خزان از دم باد سرد می لرزید اشک سوزنده حلقه بسته به چشم شرم بر گونه های سوزانش تنگ بر گردنم حمایل کرد ناگهان بازوان عریانش لحظه ای دلبرانه ماند خموش نگه خویش درنگاهم بست آه دیدم که آن نگه می گفت رشته ی وصل ما گسست گسست گفتمش نازنین خداحافظ لیک او خیره ماند وهیچ نگفت موجی از گیسوان خود بگشود و اندر آن رنج و درد را به نهفت چهره ای روی چهره ای افتاد طپش هر دو دل فزونتر شد بازوانی فشرد و کرد رها اشکی افتاد و چهره ای تر شد
"محمد علی اسلامی ندوشن " |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 20:21 توسط صابرنباتی |
|
|
نه دل مفتون دلبندی، نه جان مدهوش دلخواهی نه بر مژگان من اشکی ٬ نه بر لبهای من آهی نه جان بی نصیبم را پیامی از دلارامی نه شام بی فروغم را ، نشانی از سحرگاهی نیابد محفلم گرمی، نه از شمعی ،نه از جمعی ندارد خاطرم الفت ، نه با مهری نه با ماهی کیم من؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان نه آرامی ،نه امیدی ،نه همدردی ،نه همراهی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 8:42 توسط صابرنباتی |
|
|
حلقه کردم دو دست در کمرش
بنهادم به روی سینه ؛ سرش
نفسش گرم و پیکرم لرزان
سخت می زد زشرم ؛ دل به برش
گفت آهسته زیر لب با ناز
آنکه مهرش به جان بود مانوس
بفشارم چنین به سینه ی خویش
لب من پیش روی توست ؛ ببوس
روی از برگ گل لطیف ترش
شد چو گل ؛ سرخ آتشین از شرم
تند زد بوسه ای به رویم و مرد
زیر سر پنجه ی هوس آزرم
اندر این حال بود کز سر شور
مست بود و نفس نفس می زد
نفس آتشین که شعله ی آن
به دلم آتش هوس می زد
خیره گشتم به چشم او ؛ می ریخت
آتش از نرگس هوسبارش
بود پیداکه انتظاری تلخ
می دهد سخت در دل آزارش
لب گرفتم برابر لب او
در هم آویخت شعله ی دو نفس
در دل هر نفس شراری بود
ز آتش التهاب و شور و هوس
ناگهان فشردم اندر بر
دست بردم به زیر غبغب او
بوسه ی آتشین من بنشست
در میان جهنم لب او
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 23:46 توسط صابرنباتی |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 1:22 توسط صابرنباتی |
|
|
شبها چو گرگ در پس دیوار روز ها
آرام خفته اند و دهان باز کرده اند
بر مرگ من که زمزمه ی صبح روشنم
آهنگ های شوم کهن ساز کرده اند
*****
می ترسم از شتاب تو ای شام زود رس
می ترسم از درنگ تو ای صبح دیریاب
می ترسم از درنگ
می ترسم از شتاب
*****
من هم شبی به شهر تو ره جستم ای هوس
من هم لبی به جام تو تر کردم ای گناه
زان لب هزار ناله فرو خفته در سکوت
زان شب هزار قصه فرو مرده در نگاه
*****
می ترسم از سیاهی شب های پر ملال
می ترسم از سپیدی روزان بی امید
می ترسم از سیاه
می ترسم از سفید
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 21:9 توسط صابرنباتی |
|
|
کور کن چشم چراغ
تا که این هرزه به رخسار توصورت نکشد
بر لبم نه لب تبدار فریب
که هم آغوش تو ؛ داغ گنهی را بچشد
همچو خورشید هوس عریان شو
نام را باد گنه می روبد
امشب آغوش تمنا بگشا
حلقه ی ننگ به در می کوبد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم خرداد 1387ساعت 16:6 توسط صابرنباتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
طالع حضور من به سال 40در یک خانه قدیمی در شهر اردبیل رقم خورد .همین
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 اسفند 1387 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
| پیوندها |
|
تمبرهای باطله دیدار بوسه های قدیمی زن متولد ماکو آذربایجان ماهنی لاری موسیقی آذری بهرام اردبیلی سارا خدامی بوته شمعدانی ارغوان درياباري پروانه های تو افق شکسته |
|
RSS
|